<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه مطالعات هنر</title>
    <link>https://ssa.ricac.ac.ir/</link>
    <description>فصلنامه مطالعات هنر</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 22 Nov 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 22 Nov 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تأویل نمادین نقش اژدها در شمایل‌نگاری هنر ایران</title>
      <link>https://ssa.ricac.ac.ir/article_241815.html</link>
      <description>این پژوهش باهدف بازخوانی و تحلیل چندمعنایی نماد اژدها در شمایل‌نگاری هنر ایران انجام شده است. باوجود توصیف رایج اژدها به‌عنوان موجودی اهریمنی و نموداری از نیروهای پلید در اساطیر، پرسش محوری مقاله حاضر این است: آیا نقش اژدها در هنر ایران صرفاً به نمادگری شر محدود می‌شود؟ برای پاسخ به این پرسش، پژوهش حاضر با روشی تحلیلی-توصیفی و با تکیه‌بر منابع مکتوب و شواهد تصویری، به واکاوی کارکردهای نمادین این نقش در هنرهای تزئینی ایران پرداخته است. یافته‌ها بیانگر آن است که معنای اژدها فراتر از یک‌سویه‌نگریِ شرمحور است و در بافت‌های مختلف، دلالت‌های متنوع و حتی متضادی می‌یابد. در اساطیر کهن، مار که صورت آغازین اژدها محسوب می‌شود مظهر تندرستی و درمان‌گری بوده است. در نقش‌نگاری نجومی، اگرچه اژدها خود سیاره نیست، اما به‌عنوان نمادی برای نشان‌دادن موقعیت‌های خاص کیهانی مانند گرفت‌ها به کار رفته است. همچنین، درهم‌تنیدگی مار و اژدها در نقوش تزئینی، با توجه به کاربرد نمادین &amp;amp;laquo;گره&amp;amp;raquo; به‌عنوان ابزار جادو، می‌تواند حامل کارکردی طلسم‌گونه و محافظتی باشد. در متون اسلامی نیز، به‌ویژه در تفسیر قرآنی داستان موسی (ع)، اژدها تجلی‌یافتۀ عصای نبوت، عاملی محافظ و نابودکننده نیروهای شیطانی و ظالم تصویر شده است. درنتیجه، این مطالعه نشان می‌دهد که نقش اژدها در هنر ایران، نمادی پویا و چندلایه است که متناسب با زمینه فرهنگی، مذهبی و هنری، از دامنه معنایی گسترده‌ای برخوردار بوده و نمی‌توان آن را تنها در چارچوب نماد شر تفسیر کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه تطبیقی ویژگی‌های زیبایی‌شناختی تذهیب در شاهنامه شاه‌طهماسبی و قالی شیخ صفی</title>
      <link>https://ssa.ricac.ac.ir/article_241806.html</link>
      <description>در دورۀ صفوی کاربرد اصول هفتگانه طراحی ایرانی و اصول ترکیب‌بندی در هنر نسبت به دوره‌های گذشته به اوج خود می‌رسد. در دوره شاه‌طهماسب به‌واسطه حمایت از هنرهای مختلف، هنرهایی چون کتاب‌آرایی، فرش و... موردتوجه و رشد قرار می‌گیرد و شاهکارهایی چون قالی شیخ صفی و شاهنامه طهماسبی خلق می‌شود. پژوهش حاضر در پی پاسخ به این سؤالات است:1. ویژگی‌های بصری و زیبایی‌شناختی مبتنی بر اصول طراحی هنر ایرانی در تذهیب شاهنامه طهماسبی و قالی شیخ صفی کدم‌اند؟ 2. تذهیب در شاهنامه طهماسبی دارای چه وجوه تفاوت و تشابهی در اصول طراحی و ویژگی‌های زیبایی‌شناختی با نقوش قالی شیخ صفی است؟ روش تحقیق توصیفی تطبیقی است، شیوه جمع‌آوری اطلاعات، کتابخانه‌ای و شیوه تجزیه‌وتحلیل اطلاعات کیفی است. به دلیل نفاست، هم‌زمانی خلق و شاهکار هنری بودن، شاهنامه طهماسبی و قالی شیخ صفی که از نفیس و شاخص‌ترین آثار این دوره هستند، به‌عنوان جامعه پژوهش انتخاب شده‌اند. نتایج حاصل از یافته‌ها بدین شرح است: از اصول هفتگانه هنر ایرانی که در دورۀ صفوی موردتوجه بسیار بوده است، اسلیمی، ختایی، نیلوفر و گره در هر دو اثر باظرافت و دقت بسیار طراحی و اجرا شده است. نیز اصول طراحی و ترکیب‌بندی، در دو اثر رعایت شده است. شمسه با مفهوم نمادین فره ایزدی، از فرم‌های اصلی هر دو هنر است. تفاوت‌های دو اثر مربوط به تفاوت در کارکرد، ماهیت و ابعاد است که موجب شده تزیینات و جزییات در قالی بیشتر باشد. با وجود احتمال طراحی توسط یک هنرمند، هنرمند با آگاهی کامل به ساختار و کارکرد هر هنر، با حفظ اصول، طراحی متناسب هر کدام را انجام داده ‌است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه تطبیقی نقاشی‌های خانقاه صفی علیشاه به لحاظ تأثیر جایگاه اجتماعی- سلوکی عرفانی</title>
      <link>https://ssa.ricac.ac.ir/article_241952.html</link>
      <description>خانقاه به‌عنوان نهادی مقدس و چندکارکردی، همواره نقشی بنیادین در سامان‌دهی نظام فضایی ـ اجتماعی، انتقال آموزه‌های عرفانی و بازنمایی هویت جمعی صوفیان ایفا کرده است. در این میان، خانقاه صفی‌علیشاه نه‌تنها محل تجمع مریدان و اجرای مناسک سلوکی، بلکه رسانه‌ای بصری برای بیان جهان‌بینی عرفانی، مشروعیت معنوی پیر و تداوم سنت طریقت نعمت‌اللهی محسوب می‌شود. این پژوهش به بررسی تطبیقی نقاشی‌ها و نقوش کاشی‌کاری دیواری خانقاه ـ آرامگاه صفی‌علیشاه در پیوند با جایگاه اجتماعی، عرفانی و سلوکی او می‌پردازد و می‌کوشد نشان دهد که چگونه هنر تصویری در این بنای یادمانی، بازتابی از سیره فردی، مراتب سلوک معنوی و نقش اجتماعی پیر طریقت در بستر تصوف دوره قاجار است. مقاله حاضر با تمرکز بر معناشناسی نقوش کاشی‌کاری و نقاشی‌های دیواری این مجموعه، به این مسئله می‌پردازد که سبک زندگی عرفانی و سیره سلوکی صفی‌علیشاه چگونه در انتخاب مضامین، نمادها، اشعار و تصاویر انسانی بازتاب یافته و چه عواملی بر شکل‌گیری نقوش کاشی‌کاری قاجاری در بناهای عرفانی ـ آرامگاهی تأثیرگذار بوده است. بدین‌منظور، روش تحقیق توصیفی ـ تحلیلی به کار گرفته شده و داده‌ها از طریق مطالعات کتابخانه‌ای و تحلیل استنتاجی گردآوری شده‌اند. تحلیل سبک زندگی صفی‌علیشاه، جایگاه اجتماعی ـ عرفانی او در میان دراویش نعمت‌اللهی و تطبیق آن با نقوش تصویری و اشعار منقوش بر کاشی‌ها، امکان خوانشی نمادین از این آثار را فراهم آورده است. در این راستا می‌توان به تبیین بازتاب سیره عرفانی صفی‌علیشاه در هنر تصویری خانقاه ـ آرامگاه او و شناسایی کارکردها و عوامل شکل‌دهنده نقوش کاشی‌کاری در بناهای عرفانی دوره قاجار به‌عنوان اهداف اصلی این پژوهش اشاره نمود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأملی بر نسبت هنر با صنایع‌دستی</title>
      <link>https://ssa.ricac.ac.ir/article_242035.html</link>
      <description>مباحث مربوط به دامنۀ مصادیق هنر و راهیابی محصولات صنایع‌دستی به این دامنه، یکی از مهم‌ترین موضوعاتی است که بسیاری از اذهان را به خود مشغول داشته و نظرات فراوانی را به خود اختصاص داده است. توجه به فلسفۀ هنر و زیبایی‌شناسی برای بررسی این مسئله یا حداقل امکان‌سنجی آن یکی از امکانات قابل‌اتکا در این عرصه محسوب می‌شوند. اندیشه‌ها و فلسفه‌های مطرحی وجود دارند که می‌توان با استفاده از آن‌ها به این مباحث پرداخت یا حداقل میزان جدی بودن و عدم امکان راه‌حلی قطعی در کوتاه‌مدت را مشخص ساخت. مقالۀ حاضر بر آن است تا پیش از آغاز بحث زیبایی‌شناسی، با یک نگاه بسیار کوتاه زبان‌شناختی در خصوص هنر و صنایع‌دستی، با اندیشۀ سه فلسفۀ مطرح در سه دورۀ زمانی نسبت این دو را با یکدیگر مورد واکاوی قرار داده و امکان ورود محصولات صنایع‌دستی به حیطۀ مصادیق هنری را از این سه منظر بررسی نماید. در ابتدا بر اساس نظریۀ زیبایی‌شناسی ایمانوئل کانت این موضوع موردمطالعه قرار می‌گیرد و در گام بعد، طبق مبانی پراگماتیسم جان دیویی روی این موضوع بحث می‌شود. سپس از زاویۀ نگاه نظریۀ نهادی جرج دیکی روی موضوع تمرکز شده و در پایان، نتایج حاصله ارائه می‌گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خوانش اسطوره‌ای نقش گل حنای فرش اراک بر اساس مفهوم امر قدسی در اندیشه میرچا الیاده</title>
      <link>https://ssa.ricac.ac.ir/article_242625.html</link>
      <description>فرش ایرانی، افزون بر جلوه‌های بصری، حامل لایه‌های عمیقی از معناست؛ به‌گونه‌ای که هر نقش و رنگ آن به باورهایی کهن، اندیشه‌هایی دیرپا و مفاهیمی مقدس ارجاع می‌دهد که ریشه در اسطوره‌ها دارند. اسطوره‌ها روایتگر رخدادهای بنیادینی هستند که در زمان آغازین آفرینش به وقوع پیوسته‌اند و از خلال آن‌ها، ساختارهای معنایی فرهنگ‌ها شکل گرفته است. میرچا الیاده، دین‌پژوه و اسطوره‌شناس برجسته رومانیایی، آفرینش و عناصر بنیادین آن را عرصه‌ای برای تجلی امر قدسی می‌داند؛ عرصه‌ای که در آن، جهان از طریق نشانه‌ها و نمادها معنا می‌یابد. فرش‌های ایرانی نیز به‌عنوان متونی بصری، به‌نحو برجسته‌ای این تجلی قداست را به مخاطب عرضه می‌کنند. در این میان، این پرسش مطرح می‌شود که چگونه می‌توان نقشی از فرش‌های منطقه اراک، همچون نقش نسبتاً فراموش‌شده گل حنا، را از منظر دیدگاه‌های اسطوره‌شناسانه میرچا الیاده مورد مطالعه قرار داد؟ بر این اساس، فرض پژوهش بر آن است که میان نظریات الیاده درباره مفاهیمی چون امر قدسی و آفرینش و باورهای اسطوره‌ای ایران باستان، هم‌پوشانی‌ها و شباهت‌های معناداری وجود دارد که می‌توان بازتاب آن‌ها را در قالب نقش‌هایی چون گل حنا در فرش اراک مشاهده کرد. هدف این پژوهش، بررسی اساطیر مرتبط با این نقش و تحلیل آن در پرتو آرای میرچا الیاده از منظر اسطوره‌شناسی است. روش تحقیق از نوع بنیادین و با رویکرد توصیفی تحلیلی است و داده‌ها به شیوه کتابخانه‌ای و میدانی گردآوری شده‌اند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که نقش گل حنا در این فرش حامل مفاهیمی اسطوره‌ای همچون تجلی بهشت، معناهای مرتبط با حفاظت و مراقبت، و تصور احیا و نوگشتن به‌مثابه تکرار آفرینش است. نقش گل حنا نه صرفاً عنصری تزئینی، بلکه ساختاری اسطوره‌ای نمادین است که فرش اراک را به مثابه متنی مقدس در سنت بصری ایران قابل خوانش می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل ساختار طراحی و ترکیب‌بندی رنگی قالی‌های محرابی تبریز دورۀ قاجار (مطالعۀ موردی: قالی‌های موزۀ ویکتوریا و آلبرت لندن)</title>
      <link>https://ssa.ricac.ac.ir/article_242034.html</link>
      <description>قالی ایرانی، به‌مثابۀ یکی از متعالی‌ترین مظاهر هنر - صنعت در حوزۀ تمدن اسلامی از جایگاهی ویژه‌ای برخوردار است. این شاهکار فرهنگی، با پیشینه‌ای چند هزارساله، پیوندی ناگسستنی با حیات اجتماعی و اقتصادی ایران داشته و طیف وسیعی از جوامع عشایر کوچ‌نشین تا دربارهای سلطنتی را در برمی‌گرفته ‌است. قالی‌های محرابی تبریز دوره قاجار از تنوع کم‌نظیری در ساختار طراحی و کاربرد رنگ‌های خلاقانه برخوردار است. این آثار با حفظ ساختار نمادین محراب و همچنین - نوآوری در ترکیب‌بندی و رنگ‌آمیزی بارنگ‌های جوهری - زمینه‌ساز شکل‌گیری زیبایی بصری در هنر قالی‌بافی این منطقه شده ‌است. پژوهش حاضر باهدف واکاوی ساختار طراحی و ترکیب‌بندی رنگی قالی‌های محرابی تبریز در دورۀ قاجار انجام شده ‌است. پرسش‌ اصلی پژوهش آن است که: ویژگی‌های ساختاری طرح و‌ رنگ‌بندی در این دسته از قالی‌ها کدام است؟ برای دستیابی به این هدف، چهار تخته قالی‌ محرابی شاخص تبریز متعلق به دورۀ قاجار و محفوظ در موزۀ ویکتوریا و آلبرت لندن، به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و با رویکردی توصیفی-تحلیلی موردمطالعه قرار گرفتند. داده‌ها به شیوۀ کتابخانه‌ای و از طریق مطالعۀ اسناد تصویری و متون مرتبط گردآوری شده‌اند. آنالیز طرح و رنگ با نرم‌افزارهای گرافیکی انجام شده است. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که قالی‌های محرابی تبریز در این دوره، از تنوع چشمگیری در حوزۀ طراحی برخوردار بوده و طیفی از ساختارهای ساده تا بسیار مُزَّیّن را در برمی‌گیرند. نقوش بکار رفته از نوع تلفیقی و نقش‌مایه‌ها گردان و شکسته هستند. ترکیب‌بندی فرش‌ها نیز اغلب بر ایجاد هارمونی و تقارن در تنالیته‌های رنگی استوار شده است. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که این قالی‌ها، با ویژگی‌های ساختاری و رنگی منحصربه‌فرد، نمونه‌هایی شاخص و قابل‌تأمل از هنر قالی‌بافی عصر قاجار را نشان می‌دهند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
