<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه مطالعات هنر</title>
    <link>https://ssa.ricac.ac.ir/</link>
    <description>فصلنامه مطالعات هنر</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>شکست محاصره ذهن‌ها در بستر جنگ رمضان: همسویی هنر، سیاست و جامعه‌شناسی در تغییر نگاه جهانی به ایران</title>
      <link>https://ssa.ricac.ac.ir/article_246132.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی مکانیسم‌های زیبایی‌شناسی و فروپاشی کلان‌روایت &amp;amp;laquo;ایران‌هراسی&amp;amp;raquo; در دوران پسا-جنگ رمضان (1405 ه-.ش) می‌پردازد. هدف اصلی، تبیین این موضوع است که چگونه &amp;amp;laquo;قدرت شبکه‌ای&amp;amp;raquo; نظام سلطه در ایجاد یک &amp;amp;laquo;قرنطینه ادراکی&amp;amp;raquo; و طراحی بصری مسموم پیروز بود، اما در مواجهه با وقایع میدانی، دچار گسست معرفت‌شناختی شد. تحلیل حاضر نشان می‌دهد نبرد رمضان به‌عنوان یک &amp;amp;laquo;رخداد صلب&amp;amp;raquo;، توانست &amp;amp;laquo;حقیقت عریان میدان&amp;amp;raquo; را از لایه‌های برساختۀ رسانه‌ای عبور داده و از طریق تولیدات هنری در &amp;amp;laquo;رسانه‌های مویرگی&amp;amp;raquo; به وجدان جهانی تزریق کند. این پدیده که &amp;amp;laquo;شورش الگوریتمیک&amp;amp;raquo; نامیده شده، با بهره‌گیری از &amp;amp;laquo;نشانه‌شناسی مم‌های هنری استراتژیک&amp;amp;raquo;، منجر به بازتعریف مفهوم دشمن در ذهن شهروندان غربی گشت و تمرکز خشم اجتماعی را از ایران به سمت نخبگان فاسد داخلی در غرب سوق داد. در این گذار، قدرت از منطق &amp;amp;laquo;صفحه شطرنج&amp;amp;raquo; (رقابت نظامی) به منطق &amp;amp;laquo;تاروپود شبکه&amp;amp;raquo; (و گرامر بصری حاکمیت معنا) منتقل شد. نتیجه این تحول، تغییر جایگاه ادراکی ایران از یک &amp;amp;laquo;سوژۀ منزوی&amp;amp;raquo; به یک &amp;amp;laquo;الگوی الهام‌بخش&amp;amp;raquo; است. مقاله حاضر نتیجه می‌گیرد که ایران با پیوند زدن تجسّم بصری اقتدار نظامی با اخلاق متعالی، توانست &amp;amp;laquo;حاکمیت روایتی&amp;amp;raquo; خود را در جهان پسا-سلطه تثبیت کرده و به یک &amp;amp;laquo;مرجع ادراکی&amp;amp;raquo; برای تعریف جدیدی از استقلال و کرامت انسانی تبدیل شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی آینده‌های در معرض خطر در انیمیشن سینمایی وال-یی</title>
      <link>https://ssa.ricac.ac.ir/article_246593.html</link>
      <description>بحران زیست‌محیطی معاصر صرفاً به تخریب طبیعت یا اختلال در نظام‌های زیست‌محیطی محدود نمی‌شود، بلکه به بحرانی در سطح ادراک و تصور آینده نیز تبدیل شده است. ازاین‌رو، فهم نسبت میان پایداری، بازنمایی فرهنگی و تخیل آینده‌محور اهمیت فزاینده‌ای در مطالعات هنر و رسانه یافته است. هدف این پژوهش تبیین چگونگی صورت‌بندی آینده در نسبت میان ناپایداری زیست‌محیطی، بازنمایی اکوسینمایی و آینده‌مندی دیستوپیایی است. بر این اساس، پرسش اصلی پژوهش این است که آینده در انیمیشن سینمایی وال‌یی چگونه از خلال رابطۀ میان ناپایداری محیطی، بازنمایی اکوسینمایی و آینده‌مندی دیستوپیایی شکل می‌گیرد. پژوهش با رویکردی کیفی و مبتنی بر خوانش تحلیلی- تفسیری متن سینمایی و با تکیه بر تحلیل محتوای کیفی هدایت‌شده انجام شده است؛ در این فرایند، معنا نه در عناصر منفرد، بلکه در روابط میان این سه ساحت جست‌وجو می‌شود. یافته‌ها نشان می‌دهد وال‌یی آینده را نه به‌صورت افقی کاملاً مسدود و نه به‌مثابه چشم‌اندازی رهایی‌بخش، بلکه در قالب امکانی تعلیق‌یافته، مشروط و آسیب‌پذیر بازنمایی می‌کند. زمین متروک، انباشت پسماند، میانجی‌گری فناورانه و جهان‌سازی سینمایی، در کنار یکدیگر تجربه‌ای از آینده‌ای ناپایدار و در معرض فرسایش را شکل می‌دهند. بر اساس این یافته‌ها، مفهوم &amp;amp;laquo;آینده‌های در معرض خطر&amp;amp;raquo; می‌تواند به‌عنوان چارچوبی تحلیلی برای تبیین نحوۀ صورت‌بندی آینده در نقطۀ تلاقی ناپایداری زیست‌محیطی، بازنمایی فرهنگی و تخیل دیستوپیایی به‌کار گرفته شود. این چارچوب، تحلیل بحران زیست‌محیطی را از توصیف پیامدهای تخریب طبیعت فراتر می‌برد و آن را به بررسی شرایط امکان یا تعلیق آینده پیوند می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی حقوق کودکان در تعاملات چندوجهی نوشتار و تصویر؛ تحلیل انتقادی کتاب فارسی پایه سوم ابتدایی بر مبنای الگوی کرس و ون‌لیوون</title>
      <link>https://ssa.ricac.ac.ir/article_245776.html</link>
      <description>کتاب‌های درسی به‌مثابه رسانه‌های چندوجهی، نقشی بنیادین در جامعه‌پذیری حقوقی کودکان دارند. مسئله اصلی این پژوهش، نارسایی در بازنمایی نظام‌مند و چندوجهی حقوق کودک در داستان‌های مصور کتاب فارسی پایه سوم ابتدایی (چاپ 1402) است. در این پژوهش هدف‌گذاری از تحلیل‌های صرفاً محتوایی به تحلیل سیاست‌پژوهانه، با روش کیفی و با تکیه بر نظریه چندوجهی و گرامر طراحی بصری کرس و ون‌لیوون، انجام شده و در آن به بررسی هم‌نشینی متن و تصویر در 4 داستان مصور پرداخته شده است. راه‌حل‌های سیاستی پیشنهاد شده بر پایه تحلیل داده‌های عینی، شامل &amp;amp;laquo;اصلاح الگوی تقسیم کار نشانه‌ای&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تنوع‌بخشی به روایات بصری برای پوشش حقوق مغفول (مانند کودکان کار و دارای نیازهای ویژه)&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تدوین دستورالعمل‌های چندوجهی برای طراحان کتاب‌های درسی&amp;amp;raquo; است. یافته‌ها نشان می‌دهد با وجود تعامل پویا میان متن و تصویر، خلأهایی در استفاده آگاهانه از ظرفیت‌های بصری برای تبیین کامل پیمان‌نامه حقوق کودک وجود دارد که نیازمند بازنگری راهبردی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه‌ای مبتنی بر بیلدونگ: رمان هنرمند به‌مثابه منبع تدریس در دانشکده هنر</title>
      <link>https://ssa.ricac.ac.ir/article_246134.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی امکان استفاده از منابع داستانی، به‌ویژه &amp;amp;laquo;رمان هنرمند&amp;amp;raquo;، در تدریس واحدهای تاریخ هنر در دانشکده‌های هنر ایران می‌پردازد. پژوهش با روش توصیفی تحلیلی به این پرسش پاسخ می‌دهد: رمان هنرمند از چه جنبه‌هایی می‌تواند به ظرفیت‌های تدریس تاریخ هنر، به‌ویژه تاریخ نقاشی، بیفزاید. طی کردن مسیر پژوهش و نتایج آن، نشان می‌دهد که استفاده از این منابع در مسیر آموزش می‌تواند به‌عنوان منبع اصلی یا مکمل در برخی دروس به کار رود؛ برای نمونه، مطالعه یک رمان در طول ترم، بازگویی و تحلیل گفت‌وگوها در کلاس، یا بحث گروهی درباره تعاملات و تجربه‌های هنرمند در هر جلسه و دریافت بازخورد از دانشجویان، می‌تواند فرایند آموزش را فعال‌تر و دوام یادگیری مطالب را افزون‌تر کند. این منابع به دلیل روایت‌محور بودن، در حافظه ماندگاری بیشتری دارند و با ایجاد بسترهای گفت‌وگو، تحلیل و مشارکت، فعالیت‌های اصلی و جنبی کلاس را پویا می‌کنند. رمان‌های هنرمند، در صورت تدوین بر اساس فرایند شکل‌گیری شخصیت حرفه‌ای نقاش، می‌توانند به‌طور ضمنی راه‌های خلاقیت هنرمندان، موانع پیش‌رو و دیدگاه آنان نسبت به هنر را به فراگیران منتقل کنند. درنتیجه با رویکردی کیفی، پیوند مفهوم &amp;amp;laquo;بیلدونگ&amp;amp;raquo; با جهت آموزشی و پرورشی می‌تواند هم آموزش مطالب درسی و هم پرورش یک هنرمند حرفه‌ای را به‌صورت ضمنی محقق کند. مناسبت این پیوند بر اساس رمان هنرمند بازخوانی شده و نقش این نوع روایت‌ها در شکل‌گیری درک عمیق‌تر از مسیر حرفه‌ای هنرمند افزایش مشارکت دانشجویان، بهبود یادگیری و تقویت عاملیت دانشجویان در فرایند تدریس و پرورش شخصیت حرفه‌ایشان برجسته می‌گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه ارزش خلاقیت بین آثار هنری تولیدشده توسط انسان و هوش مصنوعی: مطالعه‌ای تحلیلی بر ادراک مخاطب</title>
      <link>https://ssa.ricac.ac.ir/article_246133.html</link>
      <description>با گسترش ابزارهای مولد هوش مصنوعی در تولید آثار هنری، پرسش از ماهیت خلاقیت، اصالت و ارزش هنری بیش از پیش به کانون مباحث نظری و عملی هنر معاصر راه یافته است. این مقاله با هدف مقایسه ارزش خلاقیت در آثار هنری تولیدشده توسط انسان و آثار تولیدشده به‌واسطه هوش مصنوعی، به بررسی ادراک مخاطبان از این دو نوع اثر می‌پردازد. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی&amp;amp;ndash; تطبیقی و با تمرکز بر شاخص‌هایی همچون اصالت، خلاقیت، تأثیر عاطفی، بیان عاطفی هنرمند، زیبایی‌شناسی، ساختار حروف و تطابق فرهنگی تلاش می‌کند، تفاوت‌ها و شباهت‌های ادراکی میان هنر انسانی و هنر مولد هوش مصنوعی را روشن سازد. بدین منظور، مجموعه‌ای از آثار هنری انسانی با تمرکز بر خوشنویسی و نقاشی‌خط ایرانی انتخاب و سپس با استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی بازآفرینی شدند. داده‌های پژوهش از طریق پرسش‌نامه‌ای کمی و کیفی و با مشارکت 100 نفر مشارکت کننده از گروه‌های مختلف به لحاظ تخصصی و تجربی در زمینه هنر شامل هنرجویان، کارشناسان هنر و مخاطبان عمومی گردآوری شد و انتخاب این نمونه به دلیل تنوع دیدگاه ها و انعکاس واقعی ادراک مخاطبین بود. پس از گردآوری داده ها، تحلیل داده‌ها با روش‌های آماری، برآورد میانگین و تحلیل تماتیک انجام شد. یافته‌ها نشان می‌دهدکه اگرچه آثار تولیدشده توسط هوش مصنوعی از نظر تنوع بصری و سرعت تولید قابل توجه‌اند، اما در شاخص‌هایی نظیر اصالت فرهنگی، عمق عاطفی و انتقال تجربه زیسته، آثار انسانی همچنان جایگاه برتری دارند. نتایج این پژوهش بر ضرورت بازاندیشی در مفهوم خلاقیت در عصر هوش مصنوعی تأکید می‌کند و نشان می‌دهد که خلاقیت ماشین، بیش از آن‌که جایگزین خلاقیت انسانی باشد، در تعامل و هدایت انسانی معنا می‌یابد. این مقاله می‌کوشد با ارائه تحلیلی بین‌رشته‌ای، به درک عمیق‌تر میان هنر، فناوری و ادراک مخاطب کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربست نظریه سطوح سه‌گانه پانوفسکی در خوانش نگارگری تیموری: مطالعه موردی نگاره &amp;laquo;طلب یاری شاه شاپور و وزیر از زاهد&amp;raquo; از منظومه &amp;laquo;مهر و مشتری&amp;raquo;</title>
      <link>https://ssa.ricac.ac.ir/article_245682.html</link>
      <description>نگاره &amp;amp;laquo;طلب یاری شاه شاپور و وزیر از پیر عابد&amp;amp;raquo; از آثار قابل‌توجه نگارگری دوره تیموری است که فراتر از بازنمایی یک روایت ادبی، واجد لایه‌های متعددی از معنا و دلالت‌های عرفانی، سیاسی و فرهنگی است. باوجود اهمیت چنین آثاری، بسیاری از پژوهش‌های پیشین عمدتاً بر جنبه‌های سبک‌شناختی، تاریخی و انتساب هنری تمرکز داشته‌اند و کمتر به تحلیل شمایل‌شناختی نظام‌مند آن‌ها پرداخته‌اند. ازاین‌رو، پژوهش حاضر باهدف تبیین سازوکارهای تولید معنا در این نگاره و بررسی چگونگی بازنمایی مفاهیمی چون مشروعیت، اقتدار و معنویت، بر مبنای نظریه شمایل‌شناسی اروین پانوفسکی انجام‌شده است. این پژوهش با رویکردی کیفی و به روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و اسنادی صورت گرفته است. نگاره موردنظر در سه سطح پیش‌شمایل‌نگارانه، شمایل‌نگارانه و شمایل‌شناسانه تحلیل شد تا از توصیف عناصر بصری به تفسیر معانی نهفته و زمینه‌های فرهنگی و ایدئولوژیک آن دست یابد. یافته‌ها نشان می‌دهد که سازمان‌دهی فضایی اثر، جهت نگاه شخصیت‌ها، سلسله‌مراتب پیکره‌ها و کارکرد نمادین رنگ‌ها، تقابلی معنادار میان قدرت سیاسی و اقتدار معنوی ایجاد می‌کند. درعین‌حال، این تقابل به‌نوعی هم‌پوشانی و تعامل ایدئولوژیک میان دو حوزه منجر می‌شود. پیر عابد در این ساختار به‌عنوان واسطه‌ای معنوی ظاهرشده و نقشی اساسی در مشروعیت بخشی به قدرت دنیوی ایفا می‌کند. بر این اساس، نگاره را می‌توان بازتابی از گفتمان مشروعیت در فرهنگ تصویری دوره تیموری دانست؛ گفتمانی که بر پیوند میان سلطنت و مرجعیت عرفانی استوار است. ازاین‌رو، اثر حاضر نه صرفاً تصویری روایی، بلکه متنی نشانه‌ای و گفتمانی است که معنا در آن از طریق تعامل رمزگان‌های بصری، عرفانی و سیاسی تولید و تثبیت می‌شود.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
